قوری برنجی و بازی با کلمات

۳۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

پیرزنی که کنار جاده بساط عتیقه‌هایش را پهن کرده بود، با لهجه سنگین شرقی حرف می‌زد. دو پای لنگ او با شلوار چرمی گشاد و آویزان پوشیده شده بود و کفشی به پا نداشت. جان به نوک انگشتان سیاه زن خیره شده بود. انگشتان او، گویی در اثر سرمازدگی سیاه شده بود.

تعداد صفحه
۳۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۷۹۶۸۱۹۵
سال نشر
۱۳۸۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.