شراره
۳۱۶ صفحه
امتیاز ندادهاید
عاقد شروع به خواندن خطبه عقد کرد و پریوش روی سر شراره قند میسایید. شهین کنارش ایستاده بود و چشم از شراره بر نمیداشت. شراره بله گفت و همگی دست زدند. شراره اشک میریخت و نمیتوانست خودش را کنترل کند . برای او زندگی جدیدی شروع شده بود که برگشت نداشت.
- تعداد صفحه
- ۳۱۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۱۰۱۸۷۰
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.