دن کاسمورو

Dom casmurro

امتیاز نداده‌اید

بنتو سانتیاگو یا، چنان که همسایگان خطابش می‌کنند، دن کاسمورو، سرگذشت خود را با شرح عشق و عاشقی آغاز می‌کند و ما را به همنوایی با خود می‌خواند که: خوش‌تر از ایام عشق ایام نیست. این عشق سرانجام به ازدواج می‌انجامد و آن‌گاه به گونه‌ای نامنتظر همه چیز شتاب می‌‌گیرد تا راه برای فاجعه‌ای ویرانگر هموار شود. اما در این میان خواننده از گفته‌ها و ناگفته‌های بنتو درمی‌یابد که او راوی قابل اعتمادی نیست. چه بسا گذشت زمان و ذهن خیال‌‌پرور و بیمارگون او رویدادها را مخدوش کرده باشد. پس هر لحظه از خود می‌پرسیم آیا این تمام واقعیت است؟ از این روست که داوری دشوار می‌شود و واقعیت بس پیچیده‌تر از آنچه به چشم می‌‌آید. ماشادو کندکاو در وجود معماگون آدمی را با زبانی طنزآلود درمی‌آمیزد و در این روایت شگفت روابط اجتماعی برزیل در نیمه قرن نوزدهم نیز از نیش و کنایه‌های رندانه او در امان نمی‌ماند. دن کاسمورو مشهورترین رمان ماشادو در امریکای لاتین است و بیش از هر رمان برزیلی دیگر موضوع نقد و بررسی بوده است.

تعداد صفحه
۳۵۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۱۸۵۱۲۱۹
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۱۲
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱۲ نقل قول

زندگی آن‌قدر زیباست که حتی مرگ هم نیاز دارد پیش از تحقق، پا به زندگی بگذارد.

زیر قول خود زدن همیشه در حکم خیانت است، اما برای کسی که از خدا بیش‌تر می‌ترسد، گاه‌گداری دروغ گفتن مسئله‌ای نیست، البته تا انجا که روح خودش را به برزخ نیندازد. مبادا برزخ را با دوزخ اشتباه بگیرید، چون دوزخ برشکستگی ابدی است. برزخ یک جور بنگاه کارگشایی است که در مقابل تمام فضائل پول وام می‌دهد، وام کوتاه‌مدت با بهره بالا. اما مهلت وام را می‌شود تمدید کرد، تا روزی برسد که یکی دو فضیلت میانمایه، تمام گناهان آدم را، از کوچک و بزرگ، تسویه کنند.

چرا باید درست نیم ساعت پیش بمیرد؟ برای مردن هر زمانی مناسب است؛ آدم می‌تواند درست و حسابی ساعت شش یا هفت بعدازظهر بمیرد.

یکی از خطاهای خلقت این است که فقط دست و دندان را سلااح تهاجمی آدم کرده و پا را وسیله‌ای برای فرار یا دفاع. برای اولی، همان چشم کافی‌ست، یک حرکت ناچیز چشم دشمن یا رقیب را درجا خشک می‌کند یا به خاک می‌اندازد، در یک آن انتقام می‌گیرد و درعین حالی این امتیاز را دارد که برای اغفال عدالت، همین چشم‌های خیره‌کش یکباره سرشار از ترحم می‌شود، و بلافاصله برای قربانی اشک می‌ریزد.

زندگی پر از بایدها و نبایدهایی است که ما هر قدر هم که مشتاق فرار از انها باشیم، رعایتشان می‌کنیم.