دن کیشوت 2 (2 جلدی)
Don quixote de ia mancha
- نوشته میگوئل دو سروانتس
- ترجمه محمد قاضی
- ناشر ثالث
شاید تاکنون هیچ کتابی به اندازه ((دن کیشوت)) این همه مورد عشق و علاقه ملتهای گوناگون نبوده است. بسیاری از کتابها هست که تنها به یک قوم و ملت اختصاص دارد و از حدود مرز یک کشور فراتر نمیرود، بسیاری دیگر نیز هست که در میان ملل دیگر هم خواننده دارد تنها مورد پسند گروه روشنفکران یا مردم عادی یا طبقات ممتاز است. اما ((دن کیشوت)) تمام حصارهای جغرافیایی و نژادی و اجتماعی و طبقاتی را در هم شکسته و نام خود را با دنیا و بشریت توام ساخته است.
- تعداد صفحه
- ۷۵۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۷۲۳۰۹۵۷
- سال نشر
- ۱۳۹۰
نقل قولها و فعالیتها
در آن هنگام سی تا چهل آسیاب بادی در آن دشت دیدند و همین که چشم دن کیشوت به آنها افتاد به مهتر گفت: بخت بهتر از آن چه خواست ماست کارها را به راه میکند. تماشا کن سانکو همین اینک در برابر ما سی دیو بی قواره قد علم کرده اند و من در نظر دارم با همه ی ایشان نبرد کنم و هر چندتن که باشند همه را به درک بفرستم. با غنیمتی که از آنان به چنگ خواهیم آورد کم کم غنی خواهیم شد. چه این خود جنگی بر حق است و پاک کردن جهان از لوث وجود این دودمان کثیف در پیشگاه خدای تعالی عبادتی عظیم محسوب خواهد شد. « سانکو پانزا پرسید: » کدام دیو؟ « ارباب اش جواب داد: » همانها که تو آنجا با بازوان بلندشان میبینی ، چون در میان ایشان دیوانی هست که طول بازوان شان تقریبا به دو فرسنگ میرسد. « سانکو در جواب گفت: » احتیاط کنید ارباب، آنچه مااز دور میبینیم دیوان نیستند بلکه آسیابهای بادی هستند و آنچه به نظر ما بازو مینماید پرههای آسیاب است که چون از وزش باد به حرکت درآید سنگ آسیاب را هم با خود میگرداند…"
