ادریس
- نوشته مینا مهدوینژاد
- ناشر علی
امتیاز ندادهاید
ادریس به خنده افتاد و آب دهانش را قورت داد. ـ باور کنید از تعجب نزدیک بود شاخ در بیاورم. آنقدر متعجب از خوابم و آن بچه بودم که امین را نشناختم، فکر کردم بچه خودم است. آخر امین خیلی آرام خوابیده بود و زمانی که مهدیس گفت ‹‹امین بچه من است›› اصلا باور نکردم این بچه دوستداشتنی که در دلم جا باز کرده بود همان جیغ جیغو است.
- تعداد صفحه
- ۵۶۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۹۳۰۸۵۳
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.