- نوشته میکا والتاری
- ترجمه ذبیحالله منصوری
- ناشر زرین
از کودکی پدرم مرا به اطاق مطب خود میبرد تا این که من طرز معالجات او را ببینم. و من به زودی با تمام کاردها و گازانبرها و مرهمهای پدر آشنا شدم و وقتی او در صدد معالجات یک مریض برمیآمد من به او دوا و نوار و آب و شراب میدادم. مادرم مثل تمام زنها از زخم و جراحت و دمل میترسید و هرگز به مطب پدرم نمیآمد مگر وقتی که پدرم او را برای بعضی از کارها صدا میزد...
- تعداد صفحه
- ۵۰۱
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۰۷۰۶۹۳
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
دانش نباید در برابر قدرت سر خم کند.
هیچ چیز در این دنیا کامل نیست. پوسته ی هر نانی سوخته است، هر میوه ای کرم خود را دارد. به همین دلیل هیچ عدالت کاملی وجود ندارد؛ حتی کارهای خوب پیامدهای ناگواری دارند و بهترین انگیزهها ممکن است منجر به مرگ و شکست شوند
تا زمانی که یک انسان به خود ببالد و خود را بهتر از مردمان دیگر بداند، نوع بشر با شلاق و زنجیر، نیزه و پرندگان شکاری مورد آزار و اذیت قرار خواهد گرفت. انسان باید فقط با قلبش قضاوت شود.
مرگ گاه مانند سعادت از پی رنجی شدید میآید.
قلب انسان آنقدر احمق است که همیشه به آینده امیدوار است و از اشتباهات گذشته درس نمیگیرد و تصور میکند که فردا باید بهتر از امروز باشد.
