داستان آقای سومر

Lhistoire de monsieur sommer

امتیاز نداده‌اید

از آن زمان که از درخت‌ها بالا می‌رفتم ده‌ها سال می‌گذرد ، از آن روزها که می‌توانستم پرواز کنم، وقتی که عاشق هم‌کلاسی‌ام شدم. بعدها دوچرخه‌سواری یاد گرفتم تا بتوانم برای آموختن پیانو نزد دوشیزه فانکل ترسناک بروم. در مسیر کلاس، حتی هنگام بارش برف و باران یا وزش بادهای شدید ، هر بار آقای سومر را می‌دیدم ، همیشه آن طرف بود با گام‌های بلند، شتابزده از من جلو می‌زد، اما آخر آقای سومر که بود؟

تعداد صفحه
۱۰۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۵۲۰۱۲۹
سال نشر
۱۳۹۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.