پرواز شبانه

امتیاز نداده‌اید

ریویر در اعماق وجود برای این مرد شجاع که گرفتار ترس شده بود احساس تاسف کرد. خلبان کوشید توضیح دهد. ـ هیچ‌چیز را نمی‌دیدم. شک نیست که اگر پیش‌تر می‌رفتم... شاید رادیو می‌گفت... اما چراغم ضعیف می‌شد و من دست‌های خودم را هم نمی‌دیدم. سعی کردم چراغ پرواز را روشن کنم تا دست کم یک بال را ببینم اما چیزی ندیدم. مثل این بود که ته سیاه‌چال باشم و راه بیرون رفتن نداشته باشم. بعد موتورم صدای خرابی کرد.

تعداد صفحه
۹۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۰۰۱۴۱۱۰
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۳ نقل قول

هر چند زندگی آدمی شاید گران بهاترین چیز بر روی زمین باشد ، اما ما همیشه به نحوی عمل می‌کنیم که گویی چیزی گران بهاتر از آن نیز وجود دارد… راستی آن چیست؟

دریا گنجینه هایی را که مدت‌ها بازیچه ی امواج بوده را به ساحل باز می‌گرداند.

همه ی ما نیازمند کسی هستیم تا به ما نشان دهد که تنها، نیروی اراده ی انسان چگونه می‌تواند او را از ذات خودش هم بالاتر ببرد.