مردی که می‌خواست سلطان باشد

The man who would be king and other srories

امتیاز نداده‌اید

شب قبل کمی برف اومده بود، و همه جا سفید بود، تنها چیزی که این سفیدی رو به هم ‌می‌زد، ابرهای غلیظی بود که از سمت شمال همین‌طور پایین و پایین‌تر می‌اومد. دراوت با اون تاج روی سرش، خوشحال‌تر از همیشه اومد بیرون. ‎آروم در گوشش می‌گم: (برای آخرین بار می‌گم، فراموشش کن.بیلی فیش میگه این جوری شورش به پا می‌شه.)

تعداد صفحه
۱۳۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۸۵۷۳۷۸۷
سال نشر
۱۳۸۹
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.