حضور
۱۲۰ صفحه
- نوشته فیروز زنوزی جلالی
- ناشر امیرکبیر
امتیاز ندادهاید
خمپاره تمام شکمش را درانده بود و وسط پیراهن و زیر بغلهایش پر خون بود. دلدل که میزد از لابهلای دکمههاش، زیر پیراهش سرخش معلوم میشد که خونچکان بود. دستش را گذاشته بود رو شکم پارهاش و لای انگشتانش خون ماسیده و چسبناک و سیاه بود. بوی شیرین خونش عطش میآورد، دلم را میآشوباند و کلافه و عطشناکم میکرد.
- تعداد صفحه
- ۱۲۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۰۰۱۲۶۱۱
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.