پیامبر و دیوانه (پالتویی)

The prophet

امتیاز نداده‌اید

کتاب پیامبر از روی نود و هفتمین چاپ متن انگلیسی و کتاب دیوانه از روی چاپ متن انگلیسی این اثر به فارسی ترجمه شده است. در ترجمة حاضر سعی شده کیفیت ساده، کهن و گیرایی اصل اثر حفظ شود. پیامبرِ خلیل‌جبران در چهرة «المصطفی» ظاهر می‌شود. وی بر بالای کوه، با مردم ارفالس با سخنان نافذ و شاعرانه دربارة همة مسائل حادِ جامعه مانند کار، داد و ستد، آزادی، قانون، شادی و اندوه، خوبی و بدی و دیانت حرف می‌زند. همة این سخنان بر این پایه استوارند که سرشت انسان ذاتاً خوب است و دشواری‌های زندگی او از این جا ناشی می‌شود که او هنوز تعارض‌های اساسی زندگی را به جا نیاورده و ماهیت کار و نظام زندگی همچنان که باید او را دگرگون نکرده است.

تعداد صفحه
۲۰۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۱۱۴۶۶۰۵
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۲
نسخه‌ها
جلد کتاب پیامبر
جلد کتاب پیامبر
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۲ نقل قول

و آن گاه که یکی از شما از پای می‌افتد ، افتادنش ، زنهاری ست از برای آن‌ها که از پشت سر می‌آیند تا پای شان به سنگ نگیرد. آری ، و نیز زنهاری ست ، از برای آن‌ها که از پیش رفته اند و با آن که تیز رو‌تر و استوار‌تر بوده اند ؛ سنگ را از سر راه برنداشته اند. و این را هم بدانید ، هر چند این سخن بر دلتان گرانی کند: کشته هم از برای کشته شدن خود پاسخ گوست ، و دزد زده هم از برای دزد زدگی خود بی تقصیر نیست. راستکاران از خطای نابکاران بری نیستند ؛ و پاک دستان ، دستشان به گناه ناپاکان آلوده است.

یک بار به مترسکی گفتم: « لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای. » گفت: « لذت ترساندن عمیق و پایدار است ، من از آن خسته نمی‌شوم. » دمی اندیشیدم و گفتم: « درست است ؛ چون که من هم مزه ی این لذت را چشیده ام. » گفت: « فقط کسانی که تن شان از کاه پر شده باشد این لذت را می‌شناسند. » آن گاه من از پیش او رفتم ، و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من. یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد. هنگامی که باز از کنار او می‌گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه می‌سازند.