مرده‌ها سکوت می‌کنند

Die toten schweigen

امتیاز نداده‌اید

دیگر تحمل ماندن توی درشکه را نداشت. پیاده شد و توی خیابان به قدم‌زدن پرداخت. هوا تاریک شده بود. تک و توک، چند فانوس آن خیابان خلوت و دور افتاده را روشن کرده بودند و شعله فانوس‌ها در باد پیچ و تاب می‌خوردند. باران بند آمده بود. پیاده‌رو تقریبا خشک شده بود، ولی کف سنگ‌فرش نشده خیابان هنوز خیس بود و در گوشه و کنار آن چاله‌هایی پر از آب دیده می‌شد.

تعداد صفحه
۳۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۱۱۶۳۷۱۸
سال نشر
۱۳۷۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.