خطر در خانه آخر
Peril at end house
- نوشته آگاتا کریستی
- ترجمه مجتبی عبداللهنژاد
- ناشر هرمس
به نظرم در بین شهرهای جنوب انگلستان، هیچ شهری به قشنگی سنتلو نیست. اسمش را گذاشتهاند عروس شهرهای ساحلی و الحق که همینطور است. آدم را یاد ریویرا میاندازد. به عقیده من ساحل کورنوال دستکمی از جنوب فرانسه ندارد. اینها را به دوستم، هرکول پوآرو گفتم. پوآرو گفت: تو منوی رستوران قطار دیروز هم همین را نوشته بود، دوست من. حرفت تازگی ندارد.
- تعداد صفحه
- ۲۵۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۳۷۸۷۳
- سال نشر
- ۱۳۹۱
نقل قولها و فعالیتها
من این داستان رو خریدم. ولی نمیدونم چرا کتابش ناتمامه؟! داستان وعده میده که بعدا یک قتل در عمارت معصوم اتفاق میافته و کاراگاهه مجبور میشه به اونجا بره همین. بعدش هم مینویسه «پایان». ولی اینکه این قتل چه جوری اتفاق میافته و کاراگاه چی کار میکنه هیچی معلوم نمیشه! مثل اینه که این کتاب کوچولو مقدمه ی یه داستان جناییه. که دراین صورت باید اسم کتاب باید میشد: «مقدمه ی عمارت معصوم» ممنون بابت ترجمه ی بی سر و ته تون خانم مقانلو!

