عسکر گریز
- نوشته محمدآصف سلطانزاده
- ناشر آگه
امتیاز ندادهاید
زن گیلاسی چای برای مرد ریخت و دسترخوانی نان برایش گشود. جوان تکهای نان در دهن گذاشت و با دندانهای سمت راستش آرام آرام سرگرم خوردن شد. زن رفت و از تابه خانه با بالش و لحافی کهنه برگشت. گفت: برای این که تیل چراغ کماس، ما همیشه زودتر میخوابیم.
- تعداد صفحه
- ۲۱۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۲۹۱۲۹۷
- سال نشر
- ۱۳۸۵
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.