عسکر گریز

۳.۱ از ۵۲۱۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

زن گیلاسی چای برای مرد ریخت و دسترخوانی نان برایش گشود. جوان تکه‌ای نان در دهن گذاشت و با دندان‌های سمت راستش آرام آرام سرگرم خوردن شد. زن رفت و از تابه خانه با بالش و لحافی کهنه برگشت. گفت: برای این که تیل چراغ کم‌اس، ما همیشه زودتر می‌خوابیم.

تعداد صفحه
۲۱۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۲۹۱۲۹۷
سال نشر
۱۳۸۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.