- نوشته مریم دلیر صابر جلالی
- ناشر پیکان
کیف دستیام را روی میز گذاشتم و خواستم بنشینم که در غذاخوری باز شد و او سریع و بی پروا قدم به داخل گذاشت. هنوز هم مثل گذشته اولین چیزی که از چهره و رفتارش به چشممیآمد، جذبه و جدیتش بود که بیدرنگ آن را به اطرافیانش القا میکرد. حس کردم قلبم از حرکت ایستادهاست اما نه، گویی سریعتر از تمام عمرم در حال تپیدن بود. صدای تاپ تاپش را که در گوشم طنین میانداخت میشنیدم. ممکن نبود قلب ۱ گنجشک هم آنقدر سریع بتپد. نمیتوانستم چشم از او بردارم. نگاهش را چرخاند و خیلی زود من را که هنوز نشسته بودم، دید....
- تعداد صفحه
- ۴۰۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۲۸۷۸۳۲
- سال نشر
- ۱۳۹۲
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
خیلی عالی بود…واقعا تاثیر گذار و جذاب بود
خوب بود
لایک
سلام، خبلی خوب بود… واقعا دوست داشتم
کتاب خوبی بود،
romane ghashangi bood.chand bar khoondamesh.montazere ketabaye badiye in nevisande hastam