عکس‌های دسته‌جمعی

۳.۲ از ۵۹۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

فرید که رفت و در آپارتمان پشت سرش بسته شد سینا به ساعت نگاه کردو گرچه از بی‌خوابی و حرافی شبانه و خماری دم صبح منگ بود با دردی در پشت پیشانی و چشم‌ها و سوزشی در معده تصمیم گرفت نخوابد. حوالی ۵ صبح بود و اگر می‌خوابید معلوم نبود کی بتواند بیدار شود...

تعداد صفحه
۹۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۲۲۱۱۵۶
سال نشر
۱۳۹۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.