شبهای پر ستاره
۱۳۸ صفحه
- نوشته مینا بهادر
- ناشر پاسارگاد
امتیاز ندادهاید
او اصلا به این حرفها اعتنایی نمیکرد و با این جمع به این طرف و آن طرف میرفت. بعد از شام یکباره متوجه شدم ساعت از دو نیمه شب گذشته و هرکس خسته و زار روی مبل یا کاناپهای افتاده است. خانم شریف جلو آمد و گفت: عزیزم یک شب که هزار شب نمیشود. بیا امشب در اتاق من بخواب و فردا صبح خودم شما را به خانه میرسانم و از والدینت عذرخواهی میکنم. چارهای جز قبول این حرف نداشتم...
- تعداد صفحه
- ۱۳۸
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۱۶۲۰۹۶۶
- سال نشر
- ۱۳۹۲
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.