رویای تب‌آلود

Fevre dream

۳.۹ از ۵ · ۲ رأی۵۲۰ صفحه۲ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

کم‌کم چراغ‌های لوییزویل و نیوآلبانی پشت سرشان ناپدید شدند. اکنون رویای تب‌آلود بین دوکرانه‌ای به پیش می‌راند که همچون یک قرن گذشته تاریک و خالی از سکنه بودند. تنها آن موقع بود که ابنر مارش متوجه حضور جاشوا یورک در کنارش شد.

تعداد صفحه
۵۲۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۵۶۶۸۸۷۵
سال نشر
۱۳۹۲
تعداد نقل قول
۲
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۲ نقل قول

این خون نیست که باعث بزرگی می‌شه و یه نفر رو ارباب می‌کنه. زندگیه، اگه زندگی بقیه رو بنوشی، زندگی خودت طولانی‌تر می‌شه. گوشتشون رو بخوری ، گوشت خودت قوی‌تر می‌شه. اگه از زیبایی تغذیه کنی، خودت زیباتر می‌شی.

همه شون اگه حق انتخاب داشتن ترجیح می‌دادن مث ما باشن. اونا تو حسرت تبدیل شدن به ما می‌سوزن، مث حسرتی که سیاها نسبت به سفیدها دارن. میبینی که این آدما چه کارهایی می‌کنن. برای اینکه ارباب باشن، حاضرن هم نوع خودشون رو به بند بکشن.