خاطرات خصوصی آنا

۳۴۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

آقا جان عصبانی داد زد:«یعنی چی؟... از کی تا حالا کلفت جماعت، لنز می‌زاره و مو رنگ می‌کنه و خودش رو به این ریخت و قیافه در می‌آره؟ تو می‌ری کلفتی یا هرزه‌گردی؟ نکنه هنرپیشه شدی؟ (لا اله الا الله) ببین چطور دهن آدمو آخر شبی باز می‌کنی... خوشت می‌یاد مردم پشت سرت حرف در بیارن؟ کم از وقتی اومدی، حرف و حدیث دور خودت راه انداختی... مردم که بی‌کار و منتظر فرصت، تو هم که عقل خرفت و نادون!!»

تعداد صفحه
۳۴۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۳۶۶۱۴۹
سال نشر
۱۳۹۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.