کاش اینجا سقف نداشت
۲۸ صفحه
- نوشته عبدالرضا حیاتی
- ناشر امیرکبیر (دانش امروز)
امتیاز ندادهاید
میدونی که تو یکی از عملیاتها که بارونی از آتیش و گلوله رو سرمون میبارید وقتی که داشتیم از خاکریز دشمن بالا میرفتیم یهو یه خمپاره در چند قدمیم منفجر شد، احساس کردم چند متری از زمین جدا شدم. بین هوا و زمین دست و پا میزدم که یهو به فکر زن و بچهام افتادم. بعد از ته دلم فریاد زدم خدایا نکنه بچههام یتیم بمونن.
- تعداد صفحه
- ۲۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۰۰۱۲۹۲۵
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.