شپی

Sheppy

۳.۶ از ۵ · ۱ رأی۱۴۴ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

شپی: بهتره باور کنی، وقتی جوون بودم دخترا برام می‌مردن. جونشون در می‌رفت برای یک چشمک شپی. می‌دونی چطور تورشون می‌زدم. با بی‌اعتنایی! دم به ساعت می‌زدم توی پوزشون. خوش اقبالی رو هم مث دختر جماعت پس که بزنی آویزونت می‌شه. دوشیزه گرنج: (سری تکان می‌دهد.) همیشه نمی‌تواند منو با بی‌اعتنایی گول بزنه. من با کسی بر می‌خورم که حساب بانکی‌ش پر از پول باشه و موقعیت خوبی توی جامعه داشته باشه.

تعداد صفحه
۱۴۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۱۹۰۴۹۰
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

شپی: اما امروز صبح تلنگری به ذهنم خورد که نمی‌تونم فراموشش کنم، انگار عوض شدم. اونا با آدمای دیگه هیچ فرقی نداشتن. دُرُس مث من و شما بودن. می‌فهمینچی میگم؟ با خودم گفتم اگه هر کدومشون توی اینجا کار می‌کردن، دیگه مرتکب خلاف نمی‌شدن