در دهان اژدها

۳.۱ از ۵۹۰ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

بدتر این است که قلبش نقاش ساختمان بوده باشی و یک روز ظهر به این نتیجه برسی که دیگر نمی‌توانی. نمی‌توانی درها، دیوارها و سقف‌ها را سفید کنی و هیچ چیز رویش نکشی. نمی‌توانی همان‌طور دست‌نخورده، دیوار براق و لخت خانه مردم را رها کنی، با آن همه تصویری که توی سرت می‌چرخد. آن‌وقت است که دست از نقاشی ساختمان‌ها برمی‌داری و همه آن سطوح صاف و صیقلی برایت شبیه بوم می‌شود، بومی که اجازه ندادی به آن دست بزنی.

تعداد صفحه
۹۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۵۱۹۳۴۶
سال نشر
۱۳۹۳
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

بعضی وقت‌ها هیچ چیز بدتر از این نیست که زن سابقت با مرد بی‌عیب و نقصی ازدواج کرده باشد، کسی که نشه توی ذهن خودت مسخره‌اش کنی و در مواقع لزوم به یادش بیاوری که تو چیز بهتری بودی و حالا هم آزاد و رها برای خودت می‌چرخی و تمام قله‌هایی را که او تازه در کوه‌پایه‌اش ایستاده است تا بالا برود و خودش را برای زن سابقت لوس کند، تو قبلا پرچم زده‌ای، عکس یادگاری گرفته‌ای و یک بار بدون اکسیژن فتح کرده‌ای.