طلا بازی
- نوشته امیرحسین شربیانی
- ناشر چشمه
حتم داشتم زیبا خانم هم یک روزی سوار بنز بابای بابا جیلی شده. جد بزرگمان رفته بود دنبالش و در مرسدس پونتون ۱۸۰ را برایش باز کرده بود. یا باباجیلی مرسدس بنز کوپهی اس ال ۳۵۰اش را پارک کرده بود جلو خانهی اشرف خانم و تعظیم کرده بود و در را برای عشقش باز کرده بود و او با لبخند باشکوهی سوارش شده بود. هیچ کدامشان با حسرت از دنیا نرفتند. من هم نمیروم، زهرا هم نباید برود. هیچ ماشینی به پای این بنز نمیرسد. هیوندا در تبلیغش گفته بود کم مصرف و ارزان. مرسدس بنز هم زده بود: با حسرت از دنیا نروید.
- تعداد صفحه
- ۲۲۸
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۵۳۲۳
- سال نشر
- ۱۳۹۳
نقل قولها و فعالیتها
اول یه اطلاعیه بزنید چطوری کتابها را اینجا بخوانیم. یه ساعته دارم سعی میکنم. اصلا معلوم نیست چطور کار میکنه این سایت🧐