کافه اردیبهشت

۳.۸ از ۵ · ۴ رأی۴۶۴ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

آسمان پشت شیشه‌های کافه اردیبهشت شفاف و شسته مثل روتختی کم‌رنگ اتاق مادرش وقتی روی طناب پیچ و تاب می‌خورد و سایه روشن می‌شد دوست داشتنی و لطیف به نظر می‌آمد. نگاهی به قهوه جوش قدیمی و کوچکش که روی گاز بود انداخت و بوی خوش قهوه ترک را نفس کشید. سایه بلند و کشیده او را پشت سرش حس کرد و عطر ملایمی که به مشامش رسید بی‌اختیار باعث شد نفس عمیقی بکشد. با خود فکر کرد عشق درست مثل قهوه ترک در این قهوه جوش قدیمی باید نم‌نم و صبورانه جا بیافتد... پس چرا این هجوم عجیب احساسات مثل بوی تند اسپرسوی تلخ که تحت فشار سیستمی مکانیزه درست شده بود به نظرش اشتباه می‌آمد...

تعداد صفحه
۴۶۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۷۵۰۷۰۷۰
سال نشر
۱۳۹۴
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

حس خوبیه وقتی آرزوت رو لمس می‌کنی. انگار دنیا واسه این روز یه عالمهبرنامه برات ریخته بود و حالا یهو همش رو رو می‌کنه. غرور این حس از هر چیزی کامل تره…