بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنیم
Lets explore diabetes with owls
- نوشته دیوید سداریس
- ترجمه پیمان خاکسار
- ناشر چشمه
اگر یک چیز به دردبخور توی آن خانه بود، چیزی حتی شبیه بستنی، مدتها پیش خورده شده بود. این را میدانستم و برای همین از فریزر دوم که توی انباری بود صرف نظر کردم و یکراست رفتم سراغ فریزر برهوت توی زیرزمین. پشت مرغهایی که پارسال توی حراج خریده بودیم و بستههای گوشتی شبیه شاهبلوط که رویشان را لایهای ضخیم از برفک خون رنگ پوشانده بود، یک قوطی بستنی پیدا کردم. وانیلی و به رنگ چرک. اینقدر درفریزر مانده بود که حتا من بچه هم با دیدن برچسب قیمتش احساس کردم سنی ازم گذشته، «۳۵ سنت! با این پول تو این دوره و زمونه هیچی نمیشه خرید!»
- تعداد صفحه
- ۱۸۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۳۹۴۷
- سال نشر
- ۱۳۹۴
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
مطمئنم وقتی داشتم بزرگ میشدم پدرم چیزهای عادی زیادی به من میگفت ولی چیزی که بیشتر از بقیه در ذهنم مانده،چون دست کم ده هزار بار تکرارش کرد،این است، « تو به هر چی دست بزنی تبدیل میشه به گُه. » تکیه کلام دیگرش این بود، « می دونی تو چی هستی؟یه صفر چاق گنده. » یادم میآید که با خودم میگفتم بهت نشون میدم. تنها دلیل بیرون آمدنم از رخت خواب این بود که بهش ثابت کنم اشتباه میکند و وقتی شکست میخوردم باز همین انگیزه باعث میشد بتوانم روی پا بایستم. یادم میآید تابستان 2008 بهش زنگ زدم تا بگویم کتابم در فهرست پرفروشهای تایمز اول شده. گفت « توی فهرست وال استریت ژورنال که اول نشده» گفتم « کتاب خونا به فهرست وال استریت ژورنال کاری ندارن» گفت « اصلا اینجوری نیست. من بهش کار دارم. » « تواهل کتاب خوندنی؟» « پس چی؟» یاد یک نسخه کتاب آموزش گلف افتادم که عمری روی صندلی عقب ماشینش خاک میخورد. گفتم « البته که کتاب میخونی. » شماره ی یک شدن در فهرست تایمز به این معنا نیست که کتابت خوب است،فقط یعنی آدمهای زیادی آن را در این هفته خریده اند،آدم هایی که شاید گول خورده باشند و شاید هم اصلا آدمهای باهوشی نباشند. به این معنا نیست که نوبل ادبیات گرفته ای ،ولی آخر پدر آدم نباید یک کم پسرش را تشویق کند؟