بخت زمستان

۳.۵ از ۵ · ۱ رأی۳۶۰ صفحه
امتیاز نداده‌اید

از پس پرده اشک به وضوح دیدم که نگاهش تغییر کرد و مهربان شد. شراره‌های طلایی رنگ نگاهش چون آفتابی سوزنده و بران، اشک‌های روی گونه‌ام را خشکاند. خیلی آرام گفت: تو چشمای تو چیه دختر که انقدر...و بقیه حرفش را خورد.

تعداد صفحه
۳۶۰
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۸۷۰۴۶۰
سال نشر
۱۳۹۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.