فصل چهارم
۱۲۸ صفحه
- نوشته فرامرز نجدی
- ناشر نشانه
امتیاز ندادهاید
حتی در خیال صدای گذاشتن صندلی را برای نشستن تو شنیدم، چه با شکوه و چه با وقار میآمدی. میآمدی و میآمدی ولی هر دم کمرنگ و کمرنگتر میشدی به گونهای که هرگز نه به من و نه به صندلی نمیرسیدی ولی من همچنان غرق تماشا تو میماندم زیرا تو شاخصترین میهمان خاطرات منی. همیشگیترین چهرهای که همیشه تنها در دلم نشستهای.
- تعداد صفحه
- ۱۲۸
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۶۹۳۱۷۹
- سال نشر
- ۱۳۹۴
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.