- نوشته لادن صهبایی قدیمی
- ناشر علی
با چیزی که از ذهنم گذشت روی تخت صاف نشستم. اگر میشد اهورا دیگر یک غریبه نباشد چه؟ شاید تمام این مشکلات حل میشد! از فکری که در سرم میچرخید قلبم مثل قلب یک بچه گنجشک شروع کرد به تند تپیدن... اما مطمئنا اهورا به همین راحتیها قبول نمیکرد. جدای از تمام اینها فکرم احمقانه بود، چرا که حتی تصور بیان چنین خواستهای مرا دچار سرگیجه می کرد.
- تعداد صفحه
- ۸۸۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۹۳۰۱۴۳
- سال نشر
- ۱۳۹۵
نقل قولها و فعالیتها
چطوری باید رمان رو دانلود کنیم
این کتاب فوق العاده بود. کشش عجیبی داشت که حتی یک لحظه زمین نگذاریش. من اصلا آدم احساسی نیستن اما ایت کتاب تا چند روز ذهنم را به خود مشغول کرده بود. اما به نظرم بهتر بود از زبان اهورا هم داستان بازگو میشد و یا انکه جلد دوم کتاب از زبان اهورا باشد. ولی در کل کتاب عالی است واقعا خسته نباشید.