امتیاز نداده‌اید

این داستان سرگذشت دون کارلوس، شاهزاده اسپانیایی، و عشق او به دختری است که می‌بایست همسر او شود و مادر او گردید. در این نمایش‌نامه دو احساس از ارجمندترین احساسات بشری، یعنی عشق و دوستی، به بهترین صورت نمایانده شده است و جا دارد که بر پیشانی آن، این بیت معروف شاعر آلمانی، اشتورم، را با حروف طلا بنویسند که «زیبایی سحرانگیز جوانی را لبخندزنان ابدالدهر بر جبین تو جلوه‌گر خواهد بود».

تعداد صفحه
۲۸۰
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۲۱۵۳۲۲
سال نشر
۱۳۹۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.