امتیاز نداده‌اید

... حاج محسن روبروی آیینه نشسته بی‌آن که پلکی بزند به خود نگاه می‌کند در چشمانش فقط حسرت و پشیمانی موج می‌زند. آن لحظه‌ها از خودش بیزار است. هزاران بار آرزو می‌کند که کاش فرصت دیگری داشت تا به گذشته‌های شیرین زندگی‌اش بازگردد. اما افسوس و صد افسوس که تنها عشق زندگی‌اش هم‌اکنون زیر خروارها خاک سرد خفته و بازگشتی ندارد. افسانه دیگر نیست که...

تعداد صفحه
۱۳۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۶۷۸۹۶۹
سال نشر
۱۳۹۵
نسخه‌ها
جلد کتاب افسانه
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.