داستان‌هایی از مثنوی

۷۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

مردی اهل دانش و خرد در جمعی از مردمان گفت که در هندوستان درختی است که هرکس از میوه آن بخورد، پیری و سالخوردگی به سراغش نمی‌آید و عمر جاودان می‌یابد. آن خبر در سراسر شهر پیچید و تمام مردمان آن شهر اظهار علاقه کردند که به عمر جاودان دست یابند، زیرا از آسایش و رفاه نسبی برخوردار بودند و همه کسانی که در آسایش و ارامش زندگی می‌کنند، شوق دارند عمر طولانی‌تری داشته باشند و هر چه ممکن است پیری، دیرتر به سراغشان بیاید.

تعداد صفحه
۷۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۶۲۱۳۸۵
سال نشر
۱۳۹۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.