بچه‌هایی از این جنس

۱۳۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

مانی سرخ شده بود. نم عرقی هم روی پیشانی‌اش نشسته بود. لادن شش دانگ حواسش به او بود تا ببیند این مرد جوان درشت هیکل که چهره مهربان و موهای سیاه دارد و چشم‌های سیاه در پوست گندم گونش خوش نشسته، چه واکنشی نشان می‌دهد. مانی برای هر حرکت کوچک خود خجالت‌زده می‌شد و تردید می‌کرد برخلاف لادن، متنی هم برای معرفی آماده نکرده بود. هیچ اصراری نداشت از خودش بگوید. لادن حرفی نداشت. مانی را همان‌طور که بود، پذیرفت. تنها از فضای ساکت و سنگین میانشان فراری بود.

تعداد صفحه
۱۳۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۰۹۹۱۶۱
سال نشر
۱۳۹۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.