زندگی و شعر کنستانتین کاوافی

۵۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

در گوشه پرهیاهوی کافه. خمیده بر روی میز. پیرمردی تنها. نشسته است. روزنامه‌ای در برابرش. به یاد حظ ناچیز سال‌‌های رفته. آنگاه که توان و هوشی داشت، و خیره می‌شود. او می‌داند که اکنون بسیار پیر و فرتوت است، می‌بیند، احساس می‌کند. انگار که همین دیروز جوانکی بود. زمان به سرعت گذشته است. و می‌اندیشدکه عقل چگونه او را به سخره گرفته.

تعداد صفحه
۵۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۴۰۴۴۱۷۲
سال نشر
۱۳۹۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.