معمای موشالیزا (ماکاموشی جزیره جوندگان جسور 5)

Il sorriso di Monna Topisa

امتیاز نداده‌اید

آهی کشیدم و گفتم: «هیچ‌جا سوراخ ‌موشِ خودِ موش نمی‌شه.» دیروقت بود و از اینکه برگشته بودم خانه خوشحال بودم. ولی وقتی از راه‌ پله‌ جلویی خانه بالا رفتم، فوری فهمیدم یک جای کار می‌لنگد. چرا درِ خانه باز بود؟ من که صبح قفلش کرده بودم. و چرا چراغ طبقه‌ بالا روشن بود؟ من وقتی از خانه بیرون می‌روم، همیشه همه‌ چراغ‌ها را خاموش می‌کنم. نوکِ ‌پنجه نوکِ‌ پنجه جلو رفتم و ساکت و بی‌سر و صدا رفتم توی خانه. از راهروی تاریک گذشتم. کنار درِ آشپزخانه ایستادم و یواشکی سر و پوزه‌ای آب دادم. درِ یخچال چارطاق باز بود!

تعداد صفحه
۱۳۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۶۵۵۸۶۲
سال نشر
۱۳۹۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.