بیداد سکوت (داستان‌هایی برای خسرو آواز ایران محمدرضا شجریان)

۸۰ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

از شیراز رازی باقی ماند در متن کوچه‌هایی که از دست بهارنارنج‌ها کلافه بودند. دل‌تنگِ کنجِ دنج حافظیه، دل‌تنگِ تارِ علیزاده، دل‌تنگِ صدای شجریان، دل‌تنگِ هجومِ بی‌هوایِ حجمِ اندوه... «گلچهره مپرس پروانه‌ تو بی تو کجا رها شد...» از شیراز عطری باقی ماند در متن آوازی که دست کودکی‌ام را گرفته بود و از خوابی به خوابی دیگر می‌برد...

تعداد صفحه
۸۰
شابک
۹۷۸۶۰۰۹۷۷۴۲۲۷
سال نشر
۱۳۹۶
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

وقتی راضی‌ام کردند بروم بهداری، نمی‌دانستم باید به دکتر بگویم چه مرضی دارم. روی تخت نشسته بودم و همین‌طور در سکوت به دکتر، که نمی‌دانست با من چه کند، نگاه می‌کردم که یکی از زندان‌بان‌ها با شوق کودکانه‌ای وارد بهداری شد و درِ اتاق را بست. موبایلش را به گوش دکتر نزدیک کرد. من از فاصله‌ی دومتری به‌زحمت می‌توانستم صدای قطعه‌ای را که پخش می‌شد بشنوم. اولین‌بار بود که آن نوع موسیقی آرامم می‌کرد. دیگر صدای سوت ممتدی را که یک هفته می‌شد همراهم بود نمی‌شنیدم. زندان‌بان با لبخند به دکتر گفت: « شجریانه. همین امروز اومده بیرون. » صدا می‌گفت: « تفنگت را زمین بگذار…»