ایرج (قصه‌های شاهنامه 11)

۵۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

به خود نهیب می‌زنم: ما امروز سه برادر نیستیم. ما امروز سه سرزمینیم. ما امروز ایران و روم و تورانیم. تور فریاد می‌زند: «تا دیر نشده خنجر را بردار!» خنجر را برمی‌دارم، به چشم‌های سرخ‌رنگ سلم می‌نگرم و خنجر را در ستون چوبی خیمه می‌کوبم: «نه، من در این دام نمی‌افتم. از جانم می‌گذرم اما با خنجر پدرانم، برادر نمی‌کشم.» در مجموعه چهارم «قصه‌های شاهنامه» (جلدهای ۱۰، ۱۱ و ۱۲) نویسنده کوشیده است در مسیرهای ناشناخته‌تر شاهنامه حرکت کند تا با پرهیز از تکرار افسانه‌ها، آن‌ها را از زاویه‌ای نو و از دورن متن ماجرا بازآفرینی کند.

تعداد صفحه
۵۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۳۵۳۰۲۸۷
سال نشر
۱۳۹۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.