کلید را آخر راهرو انداختم

۲۲۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

راهروی تاریک با صدای قدم‌های من روشن می‌شود. بوی عطری زنانه کل راهرو را برداشته و بدنم را مورمور می‌کند. در تصورم زنی که از این راهرو رد شده عاشق نیست، ولی خوب بلد است ادای عاشق‌ها را در بیاورد. زنی است قد کوتاه و زشت که حتی این بوی غلیظ هم نتوانسته جذاب و زنانه‌اش کند. چه بوی تندی است... از این بو بدتر هم داریم؟ هر چه به در آپارتمان نزدیک‌تر می‌شوم این بو بیشتر آزارم می‌دهد و سرم گیج می‌رود. شاید همسایه روبرویی دوباره مهمان دارد. خودش که اهل این چیزها نبود. همیشه بوی قی بچه می‌داد. شاید هم در این چند ماه همه‌ چیز عوض شده و من خبر ندارم... کلید را از توی کیفم برمی‌دارم...

تعداد صفحه
۲۲۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۵۹۵۶۵۶۶
سال نشر
۱۳۹۷
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.