امتیاز نداده‌اید

داستان این عشق به این صورت شکل می‌گیرد که: هیت کلیف پسری یتیم از خانواده‌ای کولی به سرپرستی مردی مهربان و ثروتمند در می‌آید. دختر خانواده کاترین است که از همان روز اول ارتباط خوبی با پسرک برقرار می‌کند اما پسر خانواده به شدت از او متنفر است. پس از مرگ پدر او را به عنوان کارگر در خانه قبول می‌کنند و جایگاهش را از او می‌گیرند. هیت کلیف و کاترین که عاشق هم هستند با مرارت‌های زیادی روبه‌رو می‌شوند. برادر کاترین سعی درجدا کردن آن‌ها می‌گیرد و سرانجام کاترین تن به ازدواج با مردی ثروتمند می‌دهد هیت کلیف با روحی زخم خورده و سراسر تحقیر شده خانه را ترک می‌کند تا روزی به قصد انتقام برگردد و بلندی های بادگیر شکل می‌گیرد...

شابک
۹۷۸۶۰۰۹۴۰۲۰۰۷
سال نشر
۱۳۹۴
نسخه‌ها
جلد کتاب بلندی‌های بادگیر
جلد کتاب بلندی‌های بادگیر
جلد کتاب بلندی‌های بادگیر (عشق هرگز نمی‌میرد)
جلد کتاب عشق هرگز نمی‌میرد (بلندی‌های بادگیر)
جلد کتاب عشق هرگز نمی‌میرد (بلندی‌های بادگیر) چرمی
جلد کتاب بلندی‌های بادگیر
جلد کتاب عشق هرگز نمی‌میرد (بلندی‌های بادگیر)
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

کینه توزی مثل یک شمشیر دولبه است زودتر از دشمن،سینه خود فرد را سوراخ می‌کند.

ابدیت یعنی حیات بی پایان، محلی برای پرواز دائمی پرنده عشق تا شادی قلب مان را به بیشترین درجه برساند.

خدایا من عاشق قاتل خودم هستم اما چطور می‌توانم تو را به خاطر بلایی که سر خودت آورده ای ببخشم. چطور می‌توانم ؟

هیت کلیف: مرا ببوس تا نگاهم به چشمانت نیفتد.

تو فکر می‌کنی سلامت بدنی یا قدرتی که دارم بعد از تو به چه درد من می‌خورد؟ بعد از تو زندگی برای من ارزشی ندارد. خدای من، زندگی بعد از تو چگونه است؟ به چه امیدی باید بارسنگین زندگی را به دوش بکشم؟ قرار است روحت را هم با خودت به گور ببری؟