شاهزاده سنگی و چند داستان دیگر (زیباترین داستان‌های 1001 شب 1)

۱۹۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

«هفت‌صد سال اولی که در این خمره بودم، با خودم عهد کردم هرکس مرا آزاد کند، او را از مال دنیا بی‌نیاز کنم، اما هیچ‌کس مرا آزاد نکرد. در هفت‌صد سال دوم با خودم گفتم که هرکس مرا از این خمره بیرون بیاورد، او را صاحب تمام گنج‌های زمین می‌کنم. اما باز این اتفاق نیفتاد. در طول چهارصد سال بعد مدام به خودم می‌گفتم حالا دیگر هرکس مرا از اینجا رها کند، او را به هر شیوه‌ای که خودش تعیین کند، می‌کشم. و قرعه به نام تو افتاد.» بلندبلند خندید. گفت: «حالا دیگر آماده‌ی مرگ شو.»

تعداد صفحه
۱۹۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۸۶۹۷۷۱
نسخه‌ها
جلد کتاب ملکه مارها و چند داستان دیگر (زیباترین داستان‌های 1001 شب 2)
جلد کتاب اسب پرنده و چند داستان دیگر (زیباترین داستان‌های 1001 شب 3)
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.