رهبری (درس‌هایی از زندگی و سال‌ها کار در منچستریونایتد)

Leading

۴.۲ از ۵ · ۲ رأی۳۲۰ صفحه۳ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

این کتاب ماجرای زندگی مردی است که توانسته از دل سختی‌ها، افتخار بیرون بکشد. مردی که زندگی برایش به مفهوم کار است و کار نیز به معنای خلاقیت و این هر دو را چنان به هم پیوند زده که تبدیل به یکی از خلاق‌ترین و ماندگارترین مردان روزگار خود شده است. این کتاب فقط درباره فوتبال نیست، درباره مدیریت زندگی و کار است. مدیریت آرزوها و برنامه‌ریزی برای آنها تا قله دستیابی. حکایت سرسختی مردی است که نظم بریتانیایی‌اش را با خلاقیت جوان‌گرایی در هم آمیخته تا به ما نشان دهد که هیچ‌کدام از این دو عنصر به تنهایی برای موفقیت کافی نیست و فقط با ترکیب دو عنصر نظم و خلاقیت می‌توان به راهی گام گذاشت تا همیشه در اوج باشی. این کتاب نه تنها کتاب راهنمایی برای اهالی فوتبال است بلکه برای هر خواننده‌ای که به خود و آرزوهایش ایمان دارد، خواندنی است، زندگی‌نامه‌ای که مدیریت را به ما می‌آموزد.

تعداد صفحه
۳۲۰
شابک
۹۷۸۶۰۰۷۸۴۵۵۹۲
سال نشر
۱۳۹۶
تعداد نقل قول
۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۳ نقل قول

جوان‌ها خیال می‌کنند تا آخر دنیا وقت دارند. پسربچه‌ای که تازه ده‌ساله شده، تولد بعدی خود را به اندازه‌ی ابدیتی دور می‌بیند؛ چرا که سال پیش‌روی او، تنها ده درصد از زمانی است که تا آن موقع در زندگی‌اش سپری کرده است. در پنچاه سالگی، اوضاع فرق می‌کند؛ چرا که فاصله‌ی زمانی تا تولد پنجاه‌و‌یک سالگی برابر دو درصد زمانی است که زندگی کرده‌اید. هرچه پیرتر و باتجربه‌تر می‌شوید، بیش‌تر به استفاده‌ی درست‌تر از زمان خود فکر می‌کنید. کم‌کم می‌بینید یک ساعت، یا یک آخر هفته‌ی خالی و بی‌استفاده ه فرصتی است که دیگر هیچ‌وقت تکرار نخواهد شد.

بیشتر مردم از چشم و گوششان به‌درستی استفاده نمی‌کنند، خیلی مشاهده‌گر نیستند و با دقت گوش نمی‌کنند. در نتیجه بخش زیادی از آن‌چه که دوروبرشان اتفاق می‌افتد از نظرشان دور می‌ماند. چندتایی مدیر می‌شناسم که حتی زیر آب هم می‌توانند صحبت کنند. فکر نکنم این قابلیت خیلی به کارشان بیاید. این‌که خدا به ما دو گوش و دو چشم و یک دهان داده است،‌بی‌دلیل نیست. به این دلیل است که بتوانیم دو برابر حرف زدن،‌ببینیم و بشنویم. از همه بیشتر گوش سپردن هیچ خرجی برای شما ندارد.

چطور کسی به خویشتن راستین خود تبدیل می‌شود؟ هنگامی که جوان بودم هرگز چندان به این موضوع فکر نمی‌کردم، اما وقتی بازیکن شدم و به خصوص بعدتر که مربی شدم کم کم توجهم به این موضوع جلب شد. اگر انسان نقش هدایت دیگران را داشته باشد بهتر است بداند که آن‌ها چه کسانی هستند، در چه شرایطی بزرگ شده‌اند، چه چیزهایی منجر به شکوفایی استعدادهایشان و چه شرایطی منجر به شکست‌شان می‌شود. تنها راه کشف این مسائل دو نوع فعالیت است که نادیده گرفته شده‌اند: شنیدن و دیدن!