امتیاز نداده‌اید

... لابد احساس کردم که دنیای گرم گذشته را از دست داده و برای دیر زیستن با رویایی یگانه بهای گزافی پرداخته است. لابد از میان برگ‌های ترسناک به آسمانی ناآشنا نگاه می‌کرد و به خود می‌لرزید از این‌که می‌دید چه چیز بدقواری است گل سرخ و چه سرد است آفتاب بر چمن نورسته... گتسبی بزرگ در سال ۱۹۲۵ منتشر شد، اما در دهه ۱۹۴۰ جلب توجه کرد، و سپس آن را یکی از برترین رمان‌های قرن خواندند، آن هم در سرزمینی که در نیمه اول قرن بیستم بهترین رمان‌ها و بهترین نویسنده‌ها را به جهان عرضه کرده بود. گتسبی بزرگ همتایان چندانی در میان رمان‌های قرن بیستم ندارد.

تعداد صفحه
۲۱۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۰۹۲۳۴۵
سال نشر
۱۳۹۵
نسخه‌ها
جلد کتاب گتسبی بزرگ
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

باید یاد بگیریم دوستی مون رو با آدم‌ها تا موقعی که زندن نشون بدیم نه بعد از مردن شون

در سالهایی که جوانتر و به ناچار آسیب پذیرتر بودم پدرم پندی به من داد که آنرا تا به امروز در ذهن خود مزمزه میکنم. وی گفت: هر وقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همه ی مردم مزایای تو رو نداشته ن.

… می‌خواستم صاف توی چشم همه نگاه کنم و در عین حال نمی‌خواستم نگاه دیگران در چشمانم بیفتد.

تقریبا هر نوع نمایش عالی از اتکا به نفس مرا بی اختیار به تحسین وا می‌دارد.

و بدین ترتیب در آن هوای آفتابی با آن توده‌های عظیم برگ که از شاخه‌های درختان بیرون می‌ریخت (درست همانجور که رویش گیاهان را در فیلم‌های تند شده سینما می‌بینیم) این اعتقاد آشنای قدیمی به من بازگشت که با رسیدن تابستان، زندگی از نو شروع می‌شود.