معمای کارائیب
A caribbean mystery
- نوشته آگاتا کریستی
- ترجمه نگین ازدجینی
- ناشر ثالث
سرگرد مکث کرد و سپس عکس کوچکی را از لابلای محتویات کیفش بیرون کشید. به دقت به آن نگریست و گفت: میل دارید عکس یک قاتل را ببینید؟ سرگرد داشت عکس را به دست خانم مارپل میداد که به یکباره حرکت دستش متوقف شد. انگار خشکش زده بود. بیش از پیش به قورباغهای چاق و چله شباهت پیدا کرده بود. به ظاهر سرگرد پالگریو از بالای شانه راست خانم مارپل شیئی یا شخصی را دیده و ماتش برده بود، دقیقا به همان جهتی نگاه میکرد که صدای نزدیک شدن قدمها از آن سو به گوش میرسید. این غیر ممکن است. منظورم... سرگرد با عجله همه چیز را در کیفش چپاند و آن را در جیبش گذاشت.
- تعداد صفحه
- ۳۳۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۴۰۵۴۴۳۰
- تعداد نقل قول
- ۸
نقل قولها و فعالیتها
۸ نقل قول
انسان هیچ وقت نمیتواند از چیزی صددرصد مطمئن باشد.
انسان تصویری از دیگران در ذهن خودش ساخته و پرداخته و به تصویر خودش از آن اشخاص فکر میکند. و چه بسا افکارش با واقعیت فاصله زیادی داشته باشند.
چیز بد را نباید دید، نباید شنید و نباید راجع به آن صحبت کرد، و بالاتر و مهمتر از همه اصلا نباید در موردش فکر کرد.
زمانی که آدم قوی و جوان و سالم است زندگی پیش رو به نظر طولانی میآید و آن قدر اهمیت و ارزش ندارد. این جوانها هستند که به سادگی به دلیل ناامیدی و شکست در عشق یا افسردگی و ناراحتی خودکشی میکنند ولی پیرها ارزش زندگی را درک میکنند.
وقتی انسان میبیند که ممکن است زندگی اش را از دست بدهد، آن وقت زندگی برایش جالب و ارزشمند میشود.

