یک‌شنبه غم‌انگیز

Sombre dimanche

۳.۶ از ۵۲۳۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

اگر ژلت آنجا بود ابیاتی را در گوشه ایمره زمزمه می‌کرد، با همان لحن توام با طنز و کلمات ثقیلش که تمام نقل قول‌هایش را خاص خودش می‌کرد، احتمالا بخشی مطابق حال ایمره پیدا می‌کرد و با تمسخر بدبختی‌هایش را به او می‌گفت: ”نه پدر دارم و نه مادر، نه خدا و نه وطن، نه گهواره و نه کفن، نه بوسه‌ای نه عشقی، بیست‌سالگی‌ام به تاراج رفته است.“ اما ژلت دیگر آنجا نبود، احتمالا حالا برای ساکنین دبرتسن اشعار آتیلا یوژف را از حفظ می‌خواند، ژلت هم به فهرست تمام چیزهای از دست رفته ایمره اضافه شده بود، دنیای ایمره محدود به فروشگاه دیاموند شد.

تعداد صفحه
۲۳۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۹۸۴۹۳۱
نسخه‌ها
جلد کتاب یک‌شنبه غم‌انگیز
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.