اشاگیتا

۴۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

... این پاسخ من است؟... خموشی، خموشی. به اسپند که برف زمستان بر خاک می‌نشیند، گاه چیست؟ مادر می‌داند... آنگاه بر گیسوانت گل سپید خواهم نشاند و به آیین دیرین تو را سوار بر اسپ همراهی خواهم کرد و همه خواهند دید که پیمان پاک ما... چه شده؟ دستانت به کار نیست، چون چشمانت، رنگی که بر دستانت خواهی نهاد و نقشی که خواهی زد، از هم اکنون... این دستان باید که پنبه دانه از غوزه بیرون کشند، نه دل از سینه، هی [...] هی، این برف زمستانی آب می‌شود، آب می‌شود، خواهی دید.

تعداد صفحه
۴۸
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۹۸۲۱۳۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.