- نوشته زاهد بارخدا
- ناشر روزبهان
امتیاز ندادهاید
من فقط صدا را شنیده بودم؛ ندیده بودم خودش را. درد داشت ندیدنش؛ فقدان «او». من مرد آن غیبت نبودم. از پسش برنمیآمدم. تلاش میکردم برای فراموشی؛ فراموش کردن کسی که ندیده بودم. خاطره نداشتم از او. نمیشد فراموش کرد. فراموشنشدنیست آن که نیست و نبوده است گویا. نمیشد یادش را ترک کرد. پیوسته درد بود غیبتش. حضورش درد بود، زخمی بود که دیدنی نبود. نمیشد فهمید دارو و مرهم را کجا باید مالید. بیمعشوق، عاشق شده بودم؛ عاشق جای خالی او.
- تعداد صفحه
- ۹۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۱۷۴۱۷۶۰
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نظری ثبت نشده است.