رویارویی کوتاه با دشمن

Brief encounters with enemy

۱۷۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

چهره‌اش گل انداخته و سالم بود. باد موهای سیاهش را روی پیشانی و دهانش پخش کرده بود. موهایش اگر قلابی بودند، به نظر قلابی نمی‌آمدند. با سکندری از واگن پیاده شدم. تلوتلو می‌خوردم. آروغی زدم. هات داگی که خورده بودم دوباره زنده شد...

تعداد صفحه
۱۷۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۲۵۳۴۰۷۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.