هرگز انتظارش را نداشت

She Didn't See It Coming

۳۲۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

کتاب «هرگز انتظارش را نداشت» نوشته‌ی شری لاپنا، داستان ناپدید شدن ناگهانی زنی به نام برایدن فراست است. برایدن زنی سی‌و‌چندساله است که از خانه کار می‌کند و زندگی آرامی با همسرش، سم، و دختر خردسالش دارد. در یکی از روزهای عادی او دخترش را به مهدکودک می‌برد و به خانه برمی‌گردد، اما شب وقتی سم از سر کار می‌آید، برایدن ناپدید شده است. ماشینش در پارکینگ است، تلفن و کیف پولش سر جای خودشان هستند، و هیچ نشانه‌ای از ورود یا خروج اجباری وجود ندارد. همین فقدان سرنخ، آغاز تحقیقات پلیس را رقم می‌زند. کارآگاه جین سالتر مسئول رسیدگی به پرونده است. او باید در میان جزئیات مبهم، شهادت‌های متناقض و حدس‌های اطرافیان دنبال حقیقت بگردد. با پیشرفت تحقیقات، روشن می‌شود که زندگی به ظاهر عادی برایدن و خانواده‌اش پر از شکاف و رازهای کوچک است؛ از اختلافات زناشویی تا گذشته‌ی پنهان برخی از ساکنان ساختمان. روایت با زاویه‌دیدهای گوناگون جلو می‌رود تا نشان دهد هر کسی چیزی برای پنهان کردن دارد و واقعیت ممکن است با آن‌چه به نظر می‌رسد فاصله زیادی داشته باشد. در بخش‌های میانی کتاب تمرکز از خود ناپدید شدن برایدن فراتر می‌رود و به فضای اطرافش گسترش پیدا می‌کند. همسایه‌ها، دوستان و اعضای خانواده‌ی او یکی‌یکی وارد داستان می‌شوند. برخی به دنبال حقیقت‌اند و برخی به دلایل شخصی تلاش می‌کنند اطلاعات را پنهان کنند. رسانه‌ها نیز با پوشش خبری و پادکست‌هایی درباره‌ی پرونده، به ماجرا جنبه‌ای عمومی می‌دهند و نشان می‌دهند چگونه تراژدی یک فرد می‌تواند به سرگرمی جمعی تبدیل شود. سرانجام سرنخ‌ها به هم متصل می‌شوند و چهره‌ی واقعی افراد آشکار می‌شود. ناپدید شدن برایدن حاصل مجموعه‌ای از دروغ‌ها، سوء‌ظن‌ها و تصمیم‌های اشتباه است که در کنار هم ساختار ظاهرا منظم زندگی اطرافیان او را فرو می‌ریزد. کتاب «هرگز انتظارش را نداشت» بدون تکیه بر اغراق یا قهرمان‌سازی، روند فروپاشی یک زندگی معمولی را در مواجهه با راز، ترس و سوء‌اعتماد ترسیم می‌کند.

تعداد صفحه
۳۲۸
شابک
۹۷۸۶۲۲۳۱۲۳۴۰۵
سال نشر
۱۴۰۴
نسخه‌ها
جلد کتاب She Didn't See It Coming
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.