می‌روم که به کنسرت برسم

I'm going to get to the concert

۱۳۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

«می‌روم که به کنسرت برسم» رمانی نوشته‌ی شمس لنگرودی، شاعر و نویسنده نام‌آشنای معاصر است؛ روایت سفری درونی به دل انزوا، مرگ، خاطره و رهایی؛ روایتی از انسانی که در آستانه‌ی پایان، به زندگی نگاه دوباره‌ای می‌اندازد و در میان سکوت، می‌کوشد معنای بودن را دوباره پیدا کند. داستان از یک انباری تاریک، پرغبار و شلوغ آغاز می‌شود؛ جایی که راوی، مردی میانسال و گوشه‌گیر، از جهان بیرون کناره گرفته است. او در تنهایی خود با بوها، صداها و خاطراتی روبه‌رو می‌شود که مثل موجی پیاپی به ذهنش هجوم می‌آورند. در میان این خلوت، خاطره‌ی بازگشت به خانه‌ی پدری دوباره جان می‌گیرد؛ خانه‌ای که در آن همه چیز میان عشق و خشونت، سنت و آزادی، و زندگی و مرگ در نوسان است. راوی، در حالی که از مرگ می‌ترسد و در جست‌وجوی معنای زندگی است، به گذشته پناه می‌برد؛ به صدای مادری مهربان و اهل موسیقی، و پدری خشن و سلطه‌جو که حضورش هنوز در هر گوشه‌ی خانه احساس می‌شود. انباری، پناهگاهی است برای تفکر، اما هم‌زمان به زندانی بدل می‌شود که راوی را در میان ترس و امید نگه می‌دارد. موسیقی و شعر، تنها پنجره‌هایی هستند که از دل این تاریکی به بیرون گشوده می‌شوند؛ جایی که هنوز زندگی جریان دارد. در مسیر ذهنی و پرپیچ‌وخم راوی، گذشته و حال در هم می‌آمیزند. او با مرادخان، زری و دیگر سایه‌های زندگی‌ خودش روبه‌رو می‌شود و آرام‌آرام درمی‌یابد که کنسرتی که قصد رفتن به آن را دارد، شاید کنسرتی واقعی نباشد، شاید استعاره‌ای از آشتی با خویشتن باشد، یا همان نقطه‌ای که در آن، مرگ و زندگی به هم می‌رسند. داستان، خواننده را به سفری در ذهن راوی می‌برد؛ ذهنی که در آستانه مرگ و در دل انزوا در جستجوی معنا، رهایی و درکی نو از هستی است. راوی با نگاهی شاعرانه به زندگی و تلاش برای معنا دادن به آن، خواننده را با خود همراه می‌کند. بازگشت او به خانه پدری، حضور در میانه‌ی تضاد سنت و مدرنیته، آزادی و سلطه‌گری، زیبایی و خشونت است. در کنار این تضادها، موسیقی و خاطرات کودکی نقش کلیدی در روایت دارند. شمس لنگرودی با زبانی شاعرانه، فشرده، موسیقایی و پر از تصاویر حسی، حال و هوای شخصیت اصلی را به خوبی به تصویر می‌کشد و تجربه‌ای میان شعر و داستان خلق می‌کند که در عین سادگی، پر از احساس است. «می‌روم که به کنسرت برسم» با زبانی لطیف و شاعرانه مرز میان واقعیت و خیال را از میان برمی‌دارد؛ راوی مرگ را نه پایان، بلکه فرصتی برای تأمل در زیستن می‌بیند.

تعداد صفحه
۱۳۶
شابک
۹۷۸۶۲۲۳۳۲۲۲۸۰
سال نشر
۱۴۰۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.