زیبایی‌هایی که بهشت در دل دارد

The Beautiful Things That Heaven Bears

۲۶۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

در رمان «زیبایی‌هایی که بهشت در دل دارد» به نویسندگی دینا منگستو، روایت از زبان سپ، مهاجری اتیوپیایی، پیش می‌رود؛ کسی که سال‌ها قبل از انقلاب کشورش فرار کرده و حالا در محله‌ای قدیمی و در حال تغییر در واشنگتن دی‌سی زندگی می‌کند. او یک خواربارفروشی کوچک دارد که بیشتر به پاتوق شبانه‌اش شبیه است تا یک محل کسب‌وکار. فضای داستان آرام پیش می‌رود و بخش زیادی از آن به نگاه درونی سپ نسبت به گذشته‌اش و وضعیت فعلی‌اش اختصاص دارد. سپ بیشتر وقتش را با دو مهاجر دیگر می‌گذراند؛ یکی از کنگو و دیگری از سودان. آن‌ها شب‌ها دور میز کوچکی در مغازه جمع می‌شوند، درباره‌ی جنگ‌ها، فرار و سال‌هایی که پشت سر گذاشته‌اند حرف می‌زنند. این جلسات، هم یادآور شکست‌هایشان است و هم تنها جایی که می‌توانند بدون توضیح اضافه درباره‌ی تبعید و از‌دست‌دادن‌هایشان حرف بزنند. روایت این بخش‌ها بیشتر به شکل خرده‌گفت‌وگوهایی است که گذشته و حال را آرام به هم وصل می‌کند. جابه‌جایی‌های شهری و تغییر محله بخش دیگری از فضای داستان را شکل می‌دهد. با آمدن جودیت و دخترش نائومی، سپ کم‌کم وارد رابطه‌ای می‌شود که بیشتر بر تماس‌های روزمره و گفت‌وگوهای پراکنده استوار است. این ارتباط علاوه بر شکل‌گیری دوستی با نائومی، فرصتی فراهم می‌کند تا سپ دوباره به سال‌های گمشده و خانه‌ای که پشت سر گذاشته فکر کند. اما تفاوت‌های اجتماعی و تاریخی بین او و جودیت باعث می‌شود این نزدیکی محدود بماند و مدام در مرزی ناپایدار حرکت کند. سپ در اتیوپی گذشته‌ای دارد که نمی‌تواند فراموشش کند، و در آمریکا هم جای مشخصی پیدا نکرده است. مغازه‌اش، دوستی‌هایش و محله‌ای که به‌تدریج تغییر می‌کند، همه در حد نشانه‌هایی از زندگی‌ای هستند که در حالت تعلیق مانده. در مجموع، روایت چهارچوبی از تجربه‌ی مهاجرت، تنهایی شهری و مواجهه با تغییرات اجتماعی می‌سازد.

تعداد صفحه
۲۶۶
شابک
۹۷۸۶۲۲۷۷۷۸۲۱۲
سال نشر
۱۴۰۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.