روانکاوی و معماری درون و بیرون
Psychoanalysis and Architecture: The Inside and the Outside
- نوشته کوسیمو اسکنایا
- ترجمه سحر اعلائی
- ناشر کتابستان بر خط
«روانکاوی و معماری: درون و بیرون» اثر کوسیمو اسکنایا بر مرزی متمرکز است که ظاهرا روشن به نظر میرسد: آنچه در ذهن میگذرد درون است و ساختمانی که در آن زندگی میکنیم بیرون. اسکنایا تقریبا تمام کتاب را صرف برهمزدن همین وضوح میکند. خانهای که در آن بزرگ شدهایم میتواند سالها در رویاهایمان باقی بماند؛ اتاقی ممکن است احساس امنیت ایجاد کند یا اضطرابی را که دلیلش را نمیدانیم تشدید کند؛ و فضای درمان، مدرسه، بیمارستان یا زندان فقط ظرف خنثای رفتار انسان نیست. ما در ساختمانها زندگی میکنیم، اما به تعبیری آنها نیز در ذهن ما سکونت میکنند. اسکنایا روانپزشک و روانکاو ایتالیایی و عضو انجمن روانکاوی ایتالیاست که سالها در حوزهٔ سلامت روان و نهادهای درمانی کار کرده است. همین سابقه توضیح میدهد چرا گفتوگوی او با معماری از زیباییشناسی ساختمان آغاز نمیشود. مسئله برایش «سکونت» است: انسان چگونه فضایی را از محیط فیزیکی به جایی قابل زیستن تبدیل میکند و معماری چگونه میتواند احساس دربرگرفتهشدن، امنیت، جدایی، ارتباط یا برعکس، طرد و محصورشدن را تقویت کند. نسخهٔ اولیهٔ ایتالیایی کتاب در ۲۰۱۴ منتشر شد و ترجمهٔ انگلیسی آن با عنوان Psychoanalysis and Architecture: The Inside and the Outside بعدتر در انتشارات کارناک و سپس راتلج در دسترس قرار گرفت. ترجمهٔ فارسی سحر اعلائی را کتابستان برخط منتشر کرده است. ساختار کتاب از همین رفتوآمد میان روان و فضا پیروی میکند. اسکنایا ابتدا از خاستگاه علاقهٔ شخصی و حرفهای خود به معماری میگوید و بعد سراغ مفاهیمی چون فضا، معماری ذهن، تداوم و گسست، امر غریب، خانه و شتاب زندگی معاصر میرود. در فصلهای بعد، بحث ملموستر میشود: مکانهای درمان، اتاق روانکاو و امکان همکاری واقعی میان معمار و روانکاو بررسی میشوند. بنابراین «درون و بیرون» صرفا استعارهای برای کتاب نیست؛ حرکت خود متن دائما از یک سوی این مرز به سوی دیگر انجام میشود. مفهوم «دربرگیری» یا containment در این میان اهمیت خاصی دارد. در سنت روانکاوی، این مفهوم به امکان تحمل، دریافت و پردازش تجربههای عاطفی مربوط است. اسکنایا میپرسد آیا فضا نیز میتواند در شکلگیری چنین ظرفیتی سهم داشته باشد. اتاق درمان نمونهای روشن است: فاصلهٔ صندلیها، نور، صدا، امکان ورود و خروج، حریم خصوصی و حتی ویژگیهای راهروی منتهی به اتاق میتوانند در تجربهٔ بیمار از امنیت یا آسیبپذیری دخالت کنند. اما بحث به اتاق روانکاوی محدود نمیماند. بیمارستان، مدرسه، زندان و خانه نیز نهادهایی فضاییاند که نوعی تصور از انسان و رابطهٔ او با دیگران را در ساختار خود حمل میکنند. بحث خانه از جذابترین قسمتهای کتاب است. خانه برای اسکنایا فقط سرپناه نیست؛ جایی است که تمایز میان خود و جهان برای نخستین بار تجربه میشود. درها، پنجرهها، اتاقها و آستانهها هم کارکرد مادی دارند و هم میتوانند در زندگی روانی حامل معنا شوند. از همینجا مفهوم «امر غریب» فرویدی نیز وارد بحث میشود: فضایی بسیار آشنا ممکن است ناگهان بیگانه و اضطرابآور شود. معماری در این نگاه قادر است هم حس تعلق بسازد و هم تجربهٔ بیگانگی. اسکنایا برای پیشبرد این گفتوگو از روانکاوان، معماران، فیلسوفان، نویسندگان و هنرمندان متعددی استفاده میکند؛ از فروید، وینیکات و بیون تا چهرههایی از تاریخ معماری مدرن. این گستردگی امتیاز کتاب است، چون نشان میدهد مسئلهٔ فضا را نمیتوان در مرز یک رشته نگه داشت. در عین حال، همین روش محدودیت آن را نیز میسازد. نسبتدادن مفاهیم روانکاوانه به معماری همیشه به معنای اثبات تجربی اثر یک شکل فضایی بر روان نیست. گاهی پیوندها بیشتر تفسیری و استعاریاند و باید میان پیشنهاد نظری اسکنایا و یافتهٔ تثبیتشدهٔ روانشناسی محیطی فرق گذاشت. کتاب نیز راهنمای فنی طراحی ساختمان نیست؛ بیشتر میخواهد زبان مشترکی برای دو رشته فراهم کند. اهمیت «روانکاوی و معماری» شاید در تغییر یک عادت فکری باشد. وقتی وارد اتاقی میشویم معمولا تصور میکنیم ما کسی هستیم که فضا را میبیند و ارزیابی میکند. اسکنایا جهت پرسش را برمیگرداند: آن فضا در این سالها با ما چه کرده است؟ شاید مرز میان درون و بیرون دیوار نباشد؛ آستانهای باشد که هر بار از آن عبور میکنیم، چیزی از جهان را با خود به ذهن میبریم و چیزی از ذهن را بر جهان اطرافمان میافکنیم.
- تعداد صفحه
- ۳۴۲
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۱۳۰۷۰۷۴
- سال نشر
- ۱۴۰۵